داغ بلند بالا

[ad_1]

تو بی بدیل و بزرگ و بلند والایی

که داده است خدا بر تو شأن سقایی

 

اگر چه مادرت ‌ام البنین بود آقا

ولی به حضرت زهرا، عزیز زهرایی

 

تو رب آبی و آب از رخت خجل گشته

که مانده حسرت لعل لبت به دریایی

 

عجب ندارد اگر عالمی مرید تو شد

شما عزیز حسینی، امیر دل‌هایی

 

من از تو جز تو نخواهم، شما مراد منی

ندارم از خودتان جز خودت تمنّایی

 

قمر پرستم و صد واهمه ازین دارم

که عاقبت بکشد کار من به رسوایی

 

هزار مرتبه جان‌ها فدای روی قمر

ندارد عاشق رویت ز مرگ پروایی

 

تو را به شکل غزل می‌سرایمت هر شب

 نمی‌‌رسد به غزل هر کلام شیوایی

 

نثار حضرت حافظ تمام رحمت حق

که شهره گشته غزل‌های او به زیبایی

 

«به روز واقعه تابوت ما ز سرو کنید

که می‌رویم ز داغ بلند بالایی»

 

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *