در مدح حضرت سید الشهدا (ع)

[ad_1]

ای که در پیکر خونین شریعت، جانی

جان فدای تو که هم جانی و هم جانانی

 

کشتۀ راه خدا، سید و شاه شهدا

افتخار بشر و تاج سر انسانی

 

کربلا بود منای تو و یک روزه نمود

عید قربان تو هفتاد و دو تن قربانی

 

سر تو بر سر نی، خواند از آن، سوره کهف

که تو ای جان جهان در تن قرآن جانی

 

در صفوف ملکی شاه شهیدان بشر

در جهان بشری، شعشۀ یزدانی

 

سجده بر نور تو بردند ملائک نه به خاک

روی عالم ز جمال تو بود نورانی

 

با توسل به شما از خطر موج برست

کشتی نوح نبی در سفر طولانی

 

این حسینیه به نام تو بنا گشت حسین

یاد دوران وصالی که تو خود می‌دانی

 

یاد فرخنده زمانی که در آن ساحت قدس

بود ما را، سمت بندگی و دربانی

 

دور از سایه آن پرچم سرخ تو بود

زندگانی همه حیرانی و سرگردانی

 

«گر چه دوریم به یاد تو سخن می‌گوییم

بُعد منزل نبود در سفر روحانی»

 

تا به واجب نرسد، فکرت انسانی ما

هر چه گویند تو والاتر و برتر زآنی

 

ساحت قدس حسین است «ریاضی» خاموش

تو گدا را، چه رسد مدح چنان سلطانی

 

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *