مست بی دست

[ad_1]

آغاز کردم شعر خود را با اباالفضل
اذن ورودم در غزل شد یا اباالفضل

 

هر مشکلی از دید من سهل است تا هست
مشکل گشای مردم دنیا اباالفضل

 

مثـل خدا، مثـل محمد، مثـل حیدر
بی نقص، بی مانند، بی همتا اباالفضل

 

این پرچم و این مجلس و این شور و مستی
برپاست، وقتی هست پا برجا اباالفضل

 

با این مراعات نظیر، اهل نجاتیم
کشتی حسین و ساحل دریا اباالفضل

 

تو کیستی که با وجود دو امامش
هستی کفیل زینب کبری اباالفضل

 

مجنون خجل گردید و لیلی شرمگین شد
روزی که کردی عشق را معنا اباالفضل

 

ای پرچم نام بلندت در دو عالم
بالاتر از بالاتر از بالا اباالفضل

 

رزق حقیقی، گریه کردن بر حسین است
مفتاح این روزی ست ذکر یا اباالفضل

 

ذکر توسل‌های من در خلوت این است
“لا کاشف الکرب الحسین، الا اباالفضل”

 

دیروز از آب روان راحت گذشتی
تا آبروداری کنی فردا اباالفضل

 

ضرب المثل شد تا ابد طرز سجودت
بر خاک پای حضرت زهرا، اباالفضل

 

با رفتن این گونه‌ات، ای مست بی دست
یک قوم را انداختی از پا اباالفضل

 

در شام با رأس تو، رأس شاه می‌گفت
دیدی علمداری زینب را اباالفضل؟

 

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *