گلبن توحید

[ad_1]

من غنچۀ نشکفتۀ بستان حسینم

زیبا گل دامان گلستان حسینم

 

افسرده گل پرپری از گلبن زهرا

یا طفل نوآموز دبستان حسینم

 

من دختر معصومم و مظلوم رقیه

از جسم حسینم من و از جان حسینم

 

یک آه جگر سوز ز سوز دل زینب

یک قطرۀ اشک از سر مژگان حسینم

 

من گنج نهان در دل ویرانۀ شامم

یا شمع شب افروز شبستان حسینم

 

آن شب که به دیدار من آمد به خرابه

وقتی که پدر دید پریشان حسینم

 

همراه سر خویش مرا پای به پا برد

تا جنت فردوس که مهمان حسینم

 

جان بر سر سودای پدر دادم و شادم

کامروز حسین از من و من زآن حسینم

 

قربانی حق شد پدرم شاه شهیدان

فخر من از آنست که قربان حسینم

 

روشنگر این شام خرابم که شعاعی

از روی چو خورشید درخشان حسینم

 

بر پادشهان فخر از آن کرد «ریاضی»

کز لطف خدا بندۀ احسان حسینم

 

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *